غزل شمارهٔ 969

Toggle stanza 1
نی کیست همدمی شده از خویشتن تهی
1

نی کیست همدمی شده از خویشتن تهی

چون سالکان ز سیر مقاماتش آگهی

2

آزرده ای که ناله جانسوز می کند

هر جا ز پای تا سرش انگشت می نهی

3

سوراخ ها به سینه نی بهر آن کنند

تا دمبدم ز ناله دل خود کند تهی

4

خفته ز بانگ می جهد از جا تو مرده ای

گر در سماع بانگ نی از جا نمی جهی

5

دمساز نی شدم که بنالم چو شد بلند

آهنگ ناله ام دم نی کرد کوتهی

6

خودرسته نی که رست ز خود زان همی زند

این راه بی خودی که تو یکدم ز خود رهی

7

جامی ز ناله دل افگار خود مگر

آگه نیی که ناله نی شرح می دهی

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Audio

No recording yet. Be the first to share your voice.

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…