غزل شمارهٔ 215
Poet: Jami
Toggle stanza 1مصطفایی به صفای دو رخ و لعل تو آل
مصطفایی به صفای دو رخ و لعل تو آل
ابرو و خال سیاه تو هلال است و بلال
صورت بینی سیمین تو انگشت نبی ست
که رخت گشته دو نیم است ازو ماه مثال
طرف رویت به خط سبز بود لوح کلیم
که بر او کرده یدالله رقم آیات جمال
نیست گنجایی مستقبل و ماضی ما را
مرکز همت ما نیست بجز نقطه حال
شویم از اشک ندم میل می از دل حاشا
کی به شورآبه قناعت کنم از آب زلال
محتسب خم و سبو می شکند رندی کو
کش کند ریش تر از درد و تراشد به سفال
می به عشرت طلبان ده که بود جامی را
قدح از دیده پر و دیده ز دل مالامال
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
عشرت سالگره تا کیات ای غفلت فال
رشتهای هستکه لب میگزد ازگفتن سال
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1919
بدر از روشنی عاریه گردید هلال
کوته اندیش محال است کند فکر مال
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5239
هودج کیست بر این ناقه زرین خلخال
کش فتاده ست دو صد قافله جان در دنبال
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 565
ای به وصف لب شیرین سخنت ناطقه لال
فهم سر دهنت پیش خرد امر محال
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 567
Sources
Persian text source: Ganjoor

