غزل شمارهٔ 215

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ال

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
مصطفایی به صفای دو رخ و لعل تو آل
1

مصطفایی به صفای دو رخ و لعل تو آل

ابرو و خال سیاه تو هلال است و بلال

2

صورت بینی سیمین تو انگشت نبی ست

که رخت گشته دو نیم است ازو ماه مثال

3

طرف رویت به خط سبز بود لوح کلیم

که بر او کرده یدالله رقم آیات جمال

4

نیست گنجایی مستقبل و ماضی ما را

مرکز همت ما نیست بجز نقطه حال

5

شویم از اشک ندم میل می از دل حاشا

کی به شورآبه قناعت کنم از آب زلال

6

محتسب خم و سبو می شکند رندی کو

کش کند ریش تر از درد و تراشد به سفال

7

می به عشرت طلبان ده که بود جامی را

قدح از دیده پر و دیده ز دل مالامال

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور