غزل شمارهٔ 237
Toggle stanza 1آن ترک کج کله چو هوای شکار کرد
آن ترک کج کله چو هوای شکار کرد
در یک قبا هزار بلا را سوار کرد
زد مرده سبزه سان ز سم بادپاش سر
برهر زمین که راه چو باد بهار کرد
ببرید تن ز جان که شود گرد در رهش
از گرد ره چو جا به میان غبار کرد
کشته مخوان شکاری او را که چون رسید
تیرش بدو ز شادی آن جان نثار کرد
چشم است زخم او به تن صید و تیر ازو
چون بگذارند سوی خودش چشم چار کرد
زینسان کزو چو لاله برم داغها به خاک
خواهد زمانه خاک مرا لاله زار کرد
جامی که شد خمیده به بزم غمش چو چنگ
از رشته های اشک بر آن چنگ تار کرد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
فضل خدای را که تواند شمار کرد؟
یا کیست آنکه شکر یکی از هزار کرد؟
SaadiMawaʿizQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 12 - توحید
آن راکه چشم مست تو بی اختیارکرد
آسوده اش ز پرسش روز شمار کرد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4058
از رشک کرد آنچه به من روزگار کرد
در خستگی نشاط مرا دید خوار کرد
Ghalib DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 133
Sources
Persian text source: Ganjoor

