غزل شمارهٔ 133
Toggle stanza 1از رشک کرد آنچه به من روزگار کرد
از رشک کرد آنچه به من روزگار کرد
در خستگی نشاط مرا دید خوار کرد
در دل همی ز بینش من کینه داشت چرخ
چون دید کان نماند نهان آشکار کرد
بد کرد چون سپهر به من گرچه من بدم
باید بدین حساب ز نیکان شمار کرد
لنگر گسست صرصر و کشتی شکست موج
دانا خورد دریغ که نادان چه کار کرد
از بس که در کشاکشم از کار رفت دست
بند مرا گسستن بند استوار کرد
عمری به تیرگی به سر آورده ام که مرگ
شادم به روشنایی شمع مزار کرد
تا می به رغم من فتد از دست من خاک
افراط ذوق دست مرا رعشه دار کرد
کوته نظر حکیم که گفتی هر آینه
نتوان فزون ز حوصله جبر اختیار کرد
نومیدی از تو کفر و تو راضی نه ای به کفر
نومیدیم دگر به تو امیدوار کرد
غالب که چرخ را به نوا داشت در سماع
امشب غزل سرود و مرا بی قرار کرد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
آن ترک کج کله چو هوای شکار کرد
در یک قبا هزار بلا را سوار کرد
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 237
فضل خدای را که تواند شمار کرد؟
یا کیست آنکه شکر یکی از هزار کرد؟
SaadiMawaʿizQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 12 - توحید
آن راکه چشم مست تو بی اختیارکرد
آسوده اش ز پرسش روز شمار کرد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4058
Sources
Persian text source: Ganjoor

