غزل شمارهٔ 132
Poet: Ghalib Dehlavi
Toggle stanza 1اگر به دل نخلد هر چه از نظر گذرد
11
اگر به دل نخلد هر چه از نظر گذرد
زهی روانی عمری که در سفر گذرد
22
به وصل لطف به اندازه ای تحمل کن
که مرگ تشنه بود آب چون ز سر گذرد
33
هلاک ناله خویشم که در دل شبها
دود به عربده چندان که از اثر گذرد
44
از این اوریب نگاهان حذر که ناوکشان
به هر دلی که رسد راست از جگر گذرد
55
نفس ز آبله های دلم برآرد سر
چنان که رشته در آمودن از گهر گذرد
66
حریف شوخی اجزای ناله نیست شرر
که آن برون جهد و این ز خاره درگذرد
77
ز شعله خیزی دل بر مزار ما چه عجب
که برق مرغ هوا را ز بال و پر گذرد
88
شکست ما به عدم نیز همچنان پیداست
به صورت سر زلفی که از کمر گذرد
99
خوشا گلی که به فرق بلندبالایی ست
دمد ز شاخ و ازین سبز کاخ برگذرد
1010
دماغ محرمی دل رساندن آسان نیست
چه ها که بر سر خارا ز شیشه گر گذرد؟
1111
حریف منت احباب نیستم غالب
خوشم که کار من از سعی چاره گر گذرد
Sources
Persian text source: Ganjoor

