غزل شمارهٔ 141
Poet: Jami
Toggle stanza 1هلال عید جستن کار عام است
هلال عید جستن کار عام است
هلال عید خاصان دور جام است
بیا ساقی که امشب توبه ما
ز می چون روزه فردا حرام است
برافراز آتشی دیگر ز باده
که دیگ ما ز روزه نیم خام است
ز روزه رخنه شد ایام عیشم
خوشا رندی که عیش او مدام است
ز بس بیهوشی و مستی نداند
که ماه روزه در عالم کدام است
کرم کن یک دو جام دیگرم ده
که از من تا به مستی یک دو گام است
به میخانه چو خاک افتاده جامی
به بوی جرعه جام کرام است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
اگر می نیست جمعیتکدام است
کمند وحدت اینجا دور جام است
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 528
مسافر چون بود، رهرو کدام است
که را گویم که او مردِ تمام است
Shaykh Mahmud ShabistariGulshan-e Razبخش 16 - سوال از احوال سالک و نشانهای مرد کامل
رَه میخانه و مسجد کدام است
که هر دو بر مَنِ مِسکین حرام است
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 76
جهان ما که جز انگاره ئی نیست
اسیر انقلاب صبح و شام است
Allama IqbalPayam-e Mashriqلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 101
دوام ما ز سوز ناتمام است
چو ماهی جز تپش بر ما حرام است
Allama IqbalPayam-e Mashriqلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 117
مرا فرمود پیر نکته دانی
هر امروز تو از فردا پیام است
Allama IqbalPayam-e Mashriqلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 52
تو گوئی طایر ما زیر دام است
پریدن بر پر و بالش حرام است
Allama IqbalPayam-e Mashriqلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 98
Sources
Persian text source: Ganjoor

