غزل شمارهٔ 244
Toggle stanza 1دانی که چیست بر رخم این اشک لاله گون
دانی که چیست بر رخم این اشک لاله گون
عشقت چکاند از دل من قطره های خون
خون دلم ز آتش توست آمده به جوش
آتش چو تیز گشت ز سر می رود برون
آتش ز آب کشته شود وین عجب کز اشک
هر لحظه زنده تر شودم آتش درون
چشم من از خیال لبت اشکریز هست
پر می صراحیی که فتاده ست سرنگون
هم آدمی فریفته توست هو پری
زین لعل پر فسانه وزین چشم پر فسون
گر عاجزم به دست رقیب تو دور نیست
شیر فلک سگان درت را بود زبون
جامی نظر به عارض و خط تو دوخته ست
کز آب و سبزه نور بصر می شود فزون
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
کنا شئون ذاتک فی وحدة البطون
صرنا سواک حیث تقلبت فی الشئون
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 732
دل چشمه چشمه شد ز خدنگ تو و کنون
آید به راه دیده ز هر چشمه جوی خون
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 734
ای با لب تو طوطی شیرین زبان زبون
کردی عنان ز پنجه سیمینبران برون
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 737
Sources
Persian text source: Ganjoor

