غزل شمارهٔ 245
Toggle stanza 1خدایا به آن سرو نازم رسان
11
خدایا به آن سرو نازم رسان
به آن دلبر دلنوازم رسان
22
سرم را بود منزل آن آستان
به سرمنزل خویش بازم رسان
33
پریشانم از هجر همراز خویش
به جمعیت آباد رازم رسان
44
بود روی او قبله هر نیاز
به آن قبله هر نیازم رسان
55
سری دارم از بهر خدمت به دوش
به پای یکی سرفرازم رسان
66
ره وصل جانان دراز است و دور
به آن راه دور و درازم رسان
77
چو جامی ز بیچارگی سوختم
به دیدار آن چاره سازم رسان
Sources
Persian text source: Ganjoor

