غزل شمارهٔ 737
Toggle stanza 1ای با لب تو طوطی شیرین زبان زبون
ای با لب تو طوطی شیرین زبان زبون
کردی عنان ز پنجه سیمینبران برون
با حسن التفات تو معتاد گشته ام
بر ما مکن عبور تغافل کنان کنون
گر بشکنی به سنگ ستم حقه دلم
جز گوهر نیاز نیابی در آن درون
لب تشنه می روم ز غمت گرچه میرود
بر رویم از دو دیده پرخون عیان عیون
خواهی دلا بپای کنی خیمه مراد
زان مو طلب طناب وز آن قد ستان ستون
در ملک عشق منصب عالی و دون بسیست
نیکان نموده میل به عالی بدان به دون
جامی علم به عالم دیوانگی فراخت
چون ساخت عشق رایت فرزانگان نگون
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
دانی که چیست بر رخم این اشک لاله گون
عشقت چکاند از دل من قطره های خون
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 244
کنا شئون ذاتک فی وحدة البطون
صرنا سواک حیث تقلبت فی الشئون
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 732
دل چشمه چشمه شد ز خدنگ تو و کنون
آید به راه دیده ز هر چشمه جوی خون
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 734
Sources
Persian text source: Ganjoor

