غزل شمارهٔ 316
Toggle stanza 1به خاک درت ریخت اشک امشبم
11
به خاک درت ریخت اشک امشبم
برآمد به اوج شرف کوکبم
22
به پابوس تو تا گشادم دهان
فراهم نیاید ز شادی لبم
33
مجو بیش نبض مرا ای طبیب
که جسته ست از شعله های تبم
44
ز چه می رسد تشنه را آب و من
چنین تشنه لب زان چه غبغبم
55
ز غم می دهم جان ولی می دمد
خیال لبت روح در قالبم
66
من و درس عشقت که تلقین نکرد
معلم جز این حرف در مکتبم
77
کشم یارب از دست بیداد هجر
بود داد جامی دهد یاربم
Sources
Persian text source: Ganjoor

