Toggle stanza 1
به خاک درت ریخت اشک امشبم
1

به خاک درت ریخت اشک امشبم

برآمد به اوج شرف کوکبم

2

به پابوس تو تا گشادم دهان

فراهم نیاید ز شادی لبم

3

مجو بیش نبض مرا ای طبیب

که جسته ست از شعله های تبم

4

ز چه می رسد تشنه را آب و من

چنین تشنه لب زان چه غبغبم

5

ز غم می دهم جان ولی می دمد

خیال لبت روح در قالبم

6

من و درس عشقت که تلقین نکرد

معلم جز این حرف در مکتبم

7

کشم یارب از دست بیداد هجر

بود داد جامی دهد یاربم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور