Toggle stanza 1
کار من آمد به جان از یار دور
1

کار من آمد به جان از یار دور

نیست جان دادن چنان ازکار دور

2

ای که گویی چونی از غم چون بود

تن ز جان تنها دل ازدلدار دور

3

گر بنالم ور بگریم دور نیست

شوق غالب موعد دیدار دور

4

خاص ناید راست با سودای عام

فکر خانه باشد از بازار دور

5

گر هزار آزار ازان بدخو رسد

طبع عاشق باشد از آزار دور

6

هرکه آن رخسار نیکو دید گفت

یارب از چشم بدانش دار دور

7

محمل جامی به منزل چون رسد

توشه اندک بادیه بسیار دور

Sources

Persian text source: Ganjoor