غزل شمارهٔ 492
Toggle stanza 1ای از دو جام لعلت ما را تمام نیمی
11
ای از دو جام لعلت ما را تمام نیمی
عیش تمام ما را بس زان دو جام نیمی
22
روشن جبین توست این یا خود طلوع کرده
از مطلع سعادت ماه تمام نیمی
33
گفتم ز ذکر نامت یابم ز خود رهایی
از خود تمام رستم ناگفته نام نیمی
44
تا ماه عید باشد شبهای عاشقان را
بنمای زان دو ابرو هر وقت شام نیمی
55
از سوز سینه پختم دیگ امید لیکن
از سردی رقیبان مانده ست خام نیمی
66
زین نیم جان که دارم دشوار زنده مانم
پیش آر لب کزو هم گیرم به وام نیمی
77
نبود ز هر لب تو یک بوسه حد جامی
یک بوسه بس ز هر دو از هر کدام نیمی
Sources
Persian text source: Ganjoor

