Toggle stanza 1
ای از دو جام لعلت ما را تمام نیمی
1

ای از دو جام لعلت ما را تمام نیمی

عیش تمام ما را بس زان دو جام نیمی

2

روشن جبین توست این یا خود طلوع کرده

از مطلع سعادت ماه تمام نیمی

3

گفتم ز ذکر نامت یابم ز خود رهایی

از خود تمام رستم ناگفته نام نیمی

4

تا ماه عید باشد شبهای عاشقان را

بنمای زان دو ابرو هر وقت شام نیمی

5

از سوز سینه پختم دیگ امید لیکن

از سردی رقیبان مانده ست خام نیمی

6

زین نیم جان که دارم دشوار زنده مانم

پیش آر لب کزو هم گیرم به وام نیمی

7

نبود ز هر لب تو یک بوسه حد جامی

یک بوسه بس ز هر دو از هر کدام نیمی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور