غزل شمارهٔ 971
Poet: Jami
Toggle stanza 1ز چشمت چشم آن دارم که گاهی
ز چشمت چشم آن دارم که گاهی
کند سوی گرفتاران نگاهی
فروغ روی تو از یاد من برد
که وقتی آفتابی بود و ماهی
فرو ماند از قدت در بوستان سرو
به طوبی کی رسد شاخ گیاهی
به جز روی تو گر دیده ست چشمم
نمی بینم ازین افزون گناهی
اگر بپذیری اینک می فرستم
ز آب دیده سویت عذرخواهی
گواه آه سردم صبحدم بس
که دید از صبح صادق تر گواهی
ندانم در دل جامی چه سوز است
که آهی می کشد باز و چه آهی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
فراهم کرد شکل کج کلاهی
که در زیر کلاهش هست ماهی
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1929
به راه اندر همی شد شاهراهی
رسید او تا به نزد پادشاهی
RudakiMasnavi-haابیات به جا مانده از مثنوی بحر هزجپاره 11
نگاری مست لایعقل چو ماهی
درآمد از در مسجد پگاهی
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 836
مسلمان آن فقیر کج کلاهی
رمید از سینه او سوز آهی
Allama IqbalArmaghan-e Hijazحضور رسالتبخش 9 - مسلمان آن فقیر کج کلاهی
جهان کز خود ندارد دستگاهی
به کوی آرزو می جست راهی
Allama IqbalPayam-e Mashriqلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 111
مشو ای غنچهٔ نورسته دلگیر
ازین بستان سرا دیگر چه خواهی
Allama IqbalPayam-e Mashriqلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 66
Sources
Persian text source: Ganjoor

