غزل شمارهٔ 972
Poet: Jami
Toggle stanza 1هر نازنین که بینم جولان کنان به راهی
هر نازنین که بینم جولان کنان به راهی
آهی ز دل برآرم بر یاد کج کلاهی
چون آن دو هفته مه را همچون مه دو هفته
هر هفته دید نتوان قانع شدم به ماهی
تسکین چگونه یابد شوقم که در گذرها
از دور بینم او را وان نیز گاه گاهی
از خاک سربرآرم گر بگذرد به خاکم
زانسان که روید از گل در پای گیاهی
زین ره گذشت گویی آن غمزه زن که هر سو
در خون و خاک غلطان افتاده بی گناهی
صد حرف غم نوشتم در دل چو نامه وان را
خواهم فکند سویش همراه تیر آهی
جامی فکن به خواری خود را به خاک کویش
باشد به چشم رحمت سویت کند نگاهی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
نشنیدهام که ماهی، بر سر نَهَد کُلاهی
یا سرو با جوانان، هرگز رَوَد به راهی
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 636
ربی و ربکالله ای ماه تو چه ماهی
کافزون شوی ولیکن هرگز چنو نکاهی
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 432
برخی رویتان من ای رویتان چو ماهی
وی جان بیدلان را در زلفتان پناهی
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 433
Sources
Persian text source: Ganjoor

