غزل شمارهٔ 972

شاعر: جامی

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

قافیہ: اهی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
هر نازنین که بینم جولان کنان به راهی
1

هر نازنین که بینم جولان کنان به راهی

آهی ز دل برآرم بر یاد کج کلاهی

2

چون آن دو هفته مه را همچون مه دو هفته

هر هفته دید نتوان قانع شدم به ماهی

3

تسکین چگونه یابد شوقم که در گذرها

از دور بینم او را وان نیز گاه گاهی

4

از خاک سربرآرم گر بگذرد به خاکم

زانسان که روید از گل در پای گیاهی

5

زین ره گذشت گویی آن غمزه زن که هر سو

در خون و خاک غلطان افتاده بی گناهی

6

صد حرف غم نوشتم در دل چو نامه وان را

خواهم فکند سویش همراه تیر آهی

7

جامی فکن به خواری خود را به خاک کویش

باشد به چشم رحمت سویت کند نگاهی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور