غزل شمارهٔ 127
Poet: Ghalib Dehlavi
Toggle stanza 1نقابدار که آیین رهزنی دارد
نقابدار که آیین رهزنی دارد
جمال یوسفی و فر بهمنی دارد
وفای غیر گرش دلنشین شده ست چه غم
خوشم ز دوست که با دوست دشمنی دارد
چه ذوق رهروی آن را که خارخاری نیست
مرو به کعبه اگر راه ایمنی دارد
به دلفریبی من گرم بحث و سود منست
نگاه تو به زبان تو همفنی دارد
به باده گر بودم میل شاعرم نه فقیه
سخن چه ننگ ز آلوده دامنی دارد
خوشم به بزم ز اکرام خویش و زین غافل
که می نمانده و ساقی فروتنی دارد
نباشدش سخنی کش توان به کاغذ برد
برو که خواجه گهرهای معدنی دارد
بیاورید، گر اینجا بود زباندانی
غریب شهر سخن های گفتنی دارد
مبارکست رفیق ار چنین بود غالب
«ضیای نیر» ما چشم روشنی دارد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
درین بهار به گلزار رفتنی دارد
به پای بوی گل از خود گذشتنی دارد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3752
ز بیم خار خورد در لباس دایم خون
چو گل کسی که درین باغ دامنی دارد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3753
فریب کشمکش عقل دیدنی دارد
که میر قافله و ذوق رهزنی دارد
Allama IqbalPayam-e Mashriqمی باقیغزل شمارهٔ 21
Sources
Persian text source: Ganjoor

