غزل شمارهٔ 268
Toggle stanza 1تا فصلی از حقیقت اشیا نوشتهایم
تا فصلی از حقیقت اشیا نوشتهایم
آفاق را مرادف عنقا نوشتهایم
ایمان به غیب تفرقهها رفت از ضمیر
ز اسما گذشتهایم و مسما نوشتهایم
عنوان رازنامه اندوه ساده بود
سطر شکست رنگ به سیما نوشتهایم
قلزم فشانی مژه از پهلوی دل است
این ابر را برات به دریا نوشتهایم
خاکی به روی نامه نیفشاندهایم ما
رخصت بدان حریف خودآرا نوشتهایم
در هیچ نسخه معنی لفظ امید نیست
فرهنگنامههای تمنا نوشتهایم
آینده و گذشته تمنا و حسرت است
یکی کاشکی بود که به صد جا نوشتهایم
دارد رخت به خون تماشا خطی ز حسن
روشن سواد این ورق نانوشتهایم
رنگ شکسته عرض سپاس بلای تست
پنهان سپردهای غم و پیدا نوشتهایم
آغشتهایم هر سر خاری به خون دل
قانون باغبانی صحرا نوشتهایم
کویت ز نقش جبهه ما یک قلم پر است
لختی سپاس همدمی پا نوشتهایم
غالب الف همان علم وحدت خودست
بر «لا» چه بر فروزد گر «الا» نوشتهایم؟
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
بر سینه داغهای تمنا نوشتهایم
یک لالهزار نسخهٔ سودا نوشتهایم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2321
سطری اگر ز وضع جهان وانوشتهایم
گرداندهایم رنگ و چلیپا نوشتهایم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2322
این سطرهای آه که هرجا نوشتهایم
از روی آن دو زلف چلیپا نوشتهایم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5839
ما حال خویش بیسر و بیپا نوشتهایم
روز فراق را شب یلدا نوشتهایم
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 409
Sources
Persian text source: Ganjoor

