غزل شمارهٔ 409
Toggle stanza 1ما حال خویش بیسر و بیپا نوشتهایم
ما حال خویش بیسر و بیپا نوشتهایم
روز فراق را شب یلدا نوشتهایم
قاصد به هوش باش، که بر یک جواب تلخ
عرض هزار گونه تمنا نوشتهایم
شیرینتر از حکایت ما، نیست قصهای
تاریخ روزگار، سراپا نوشتهایم
روی نکو معالجه عمر کوته است
این نسخه از علاج مسیحا نوشتهایم
تحقیق حال ما ز نگه میتوان نمود
حرفی ز حال خویش به سیما نوشتهایم
بر ما مسلم است که منشور راستی
بس واژگونتر از خط ترسا نوشتهایم
ما از خط پیاله و معشوق، نگذریم
درس صلاح تا به همین جا نوشتهایم
هرسو که کردهایم روان کشتی امید
طوفان به باد و شور به دریا نوشتهایم
هر جادویی که کلک «نظیری» نموده است
خود کردهایم باطل و خود وانوشتهایم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
بر سینه داغهای تمنا نوشتهایم
یک لالهزار نسخهٔ سودا نوشتهایم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2321
سطری اگر ز وضع جهان وانوشتهایم
گرداندهایم رنگ و چلیپا نوشتهایم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2322
این سطرهای آه که هرجا نوشتهایم
از روی آن دو زلف چلیپا نوشتهایم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5839
تا فصلی از حقیقت اشیا نوشتهایم
آفاق را مرادف عنقا نوشتهایم
Ghalib DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 268
Sources
Persian text source: Ganjoor

