غزل شمارهٔ 267
Poet: Ghalib Dehlavi
Toggle stanza 1وحشتی در سفر از برگ سفر داشتهایم
11
وحشتی در سفر از برگ سفر داشتهایم
توشه راه دلی بود که برداشتهایم
22
لغزد از تاب بناگوش تو مستانه و ما
تکیه بر پاکی دامان گهر داشتهایم
33
زخم ناخورده ما روزی اغیار مکن
کان به آرایش دامان نظر داشتهایم
44
ناله تا گم نکند راه لب از ظلمت غم
جان چراغیست که بر راهگذر داشتهایم
55
تو دماغ از می پر زور رسانیده و ما
بر در خُمکده خشتی ته سر داشتهایم
66
جا گرفتن به دل دوست نه اندازه ماست
تو همان گیر که آهیم و اثر داشتهایم
77
مژه تا خون دل افشاند ز ریزش استاد
ماتم طالع اجزای جگر داشتهایم
88
داغ احسان قبولی ز لئیمانش نیست
ناز بر خرمی بخت هنر داشتهایم
99
پیش ازین مشرب ما نیز سخنسازی بود
لختی از خوشدلی غیر خبر داشتهایم
1010
وارسیدیم که غالب به میان بود نقاب
کاش دانیم که از روی که برداشتهایم؟
Sources
Persian text source: Ganjoor

