غزل شمارهٔ 255
Poet: Iraqi
Toggle stanza 1آمد به درت امیدواری
آمد به درت امیدواری
کو را به جز از تو نیست یاری
محنتزدهای، نیازمندی
خجلتزدهای، گناهکاری
از گفتهٔ خود سیاهرویی
وز کردهٔ خویش شرمساری
از یار جدا فتاده عمری
وز دوست بمانده روزگاری
بوده به درت چنان عزیزی
دور از تو چنین بمانده خواری
خرسند ز خاک درگه تو
بیچاره به بوی یا غباری
شاید ز در تو باز گردد؟
نومید، چنین امیدواری
زیبد که شود به کام دشمن
از دوستی تو دوستداری؟
بخشای ز لطف بر عراقی
کو ماند کنون و زینهاری
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
آن را که به لطف سر بخاری
از عقل و معامله برآری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2746
خضری به میان سینه داری
در آب حیات و سبزه زاری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2747
میآید سنجق بهاری
لشکرکش شور و بیقراری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2748
ای چشم و چراغ شهریاری
والله به خدا که آن تو داری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2749
انصاف بده که نیک یاری
زو هیچ مگو که خوش نگاری
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 413
پروانه شبی ز بی قراری
بیرون آمد به خواستاری
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 776
ای بوس تو اصل هر شماری
چشم سیهت سفید کاری
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 777
ای دل، بنشین چو سوکواری
کان رفت که آید از تو کاری
IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 256
Sources
Persian text source: Ganjoor

