غزل شمارهٔ 777
Poet: Attar
Toggle stanza 1ای بوس تو اصل هر شماری
ای بوس تو اصل هر شماری
چشم سیهت سفید کاری
زلف تو ز حلقه درشکستی
ماه تو ز مشک در غباری
از زلف تو مشک وام کرده
باد سحری به هر بهاری
روی تو که شمع نه سپهر است
از هشت بهشت یادگاری
هرگز نکشید هیچ نقاش
چون صورت روی تو نگاری
سرسبزتر از خط تو ایام
گل را ننهاد هیچ خاری
شد آب روان ز چشمهٔ چشم
چون خط تو دید سبزهزاری
میخواستم از لب تو بوسی
گفتی که همی دهم قراری
گفتم که قرار چیست گفتی
هر بوسی را کنی نثاری
جانی بستان بهای بوسی
یا دست ز جان بدار باری
چون هست زکات بر تو واجب
یک بوسه ببخش از هزاری
گر بوسه بسی نگاه داری
هرگز ناید به هیچ کاری
گفتی به شمار بوسه بستان
کی کار مرا بود شماری
چون خوزستان لب تو دارد
کی بوس تو را بود کناری
خود بی جگری نیافت عطار
از لعل تو بوسه هیچ باری
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
آن را که به لطف سر بخاری
از عقل و معامله برآری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2746
خضری به میان سینه داری
در آب حیات و سبزه زاری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2747
میآید سنجق بهاری
لشکرکش شور و بیقراری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2748
ای چشم و چراغ شهریاری
والله به خدا که آن تو داری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2749
انصاف بده که نیک یاری
زو هیچ مگو که خوش نگاری
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 413
آمد به درت امیدواری
کو را به جز از تو نیست یاری
IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 255
ای دل، بنشین چو سوکواری
کان رفت که آید از تو کاری
IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 256
پروانه شبی ز بی قراری
بیرون آمد به خواستاری
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 776
Sources
Persian text source: Ganjoor

