غزل شمارهٔ 776
Poet: Attar
Toggle stanza 1پروانه شبی ز بی قراری
پروانه شبی ز بی قراری
بیرون آمد به خواستاری
از شمع سؤال کرد کاخر
تا کی سوزی مرا به خواری
در حال جواب داد شمعش
کای بی سر و بن خبر نداری
آتش مپرست تا نباشد
در سوختنت گریفتاری
تو در نفسی بسوختی زود
رستی ز غم و ز غمگساری
من ماندهام ز شام تا صبح
در گریه و سوختن به زاری
گه میخندم ولیک بر خویش
گه میگریم ز سوکواری
میگویندم بسوز خوش خوش
تا بیخ ز انگبین برآری
هر لحظه سرم نهند در پیش
گویند چرا چنین نزاری
شمعی دگر است لیک در غیب
شمعی است نه روشن و نه تاری
پروانهٔ او منم چنین گرم
زان یافتهام مزاج زاری
من میسوزم ازو تو از من
این است نشان دوستداری
چه طعن زنی مرا که من نیز
در سوختنم به بیقراری
آن شمع اگر بتابد از غیب
پروانه بسی فتد شکاری
تا میماند نشان عطار
میخواهد سوخت شمع واری
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
آن را که به لطف سر بخاری
از عقل و معامله برآری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2746
خضری به میان سینه داری
در آب حیات و سبزه زاری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2747
میآید سنجق بهاری
لشکرکش شور و بیقراری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2748
ای چشم و چراغ شهریاری
والله به خدا که آن تو داری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2749
انصاف بده که نیک یاری
زو هیچ مگو که خوش نگاری
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 413
آمد به درت امیدواری
کو را به جز از تو نیست یاری
IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 255
ای دل، بنشین چو سوکواری
کان رفت که آید از تو کاری
IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 256
ای بوس تو اصل هر شماری
چشم سیهت سفید کاری
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 777
Sources
Persian text source: Ganjoor

