غزل شمارهٔ 255

شاعر: عراقی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: اری

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

Toggle stanza 1
آمد به درت امیدواری
1

آمد به درت امیدواری

کو را به جز از تو نیست یاری

2

محنت‌زده‌ای، نیازمندی

خجلت‌زده‌ای، گناهکاری

3

از گفتهٔ خود سیاه‌رویی

وز کردهٔ خویش شرمساری

4

از یار جدا فتاده عمری

وز دوست بمانده روزگاری

5

بوده به درت چنان عزیزی

دور از تو چنین بمانده خواری

6

خرسند ز خاک درگه تو

بیچاره به بوی یا غباری

7

شاید ز در تو باز گردد؟

نومید، چنین امیدواری

8

زیبد که شود به کام دشمن

از دوستی تو دوستداری؟

9

بخشای ز لطف بر عراقی

کو ماند کنون و زینهاری

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور