غزل شمارهٔ 2749
Toggle stanza 1ای چشم و چراغ شهریاری
11
ای چشم و چراغ شهریاری
والله به خدا که آن تو داری
22
شمعی که در آسمان نگنجد
از گوشه سینهای برآری
33
خورشید به پیش نور آن شمع
یک ذره شود ز شرمساری
44
وقت است که در وجود خاکی
آن تخم که گفتهای بکاری
55
آخر چه شود کز آب حیوان
بر چهره زعفران بباری
66
تا لاله ستان عاشقان را
از گلبن حق به خنده آری
77
بر پشت فلک نهند پا را
چون تو سرشان دمی بخاری
88
انگور وجود باده گردد
چون پای بر او نهی فشاری
99
مخدومی شمس حق تبریز
لطفی که هزار نوبهاری
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
انصاف بده که نیک یاری
زو هیچ مگو که خوش نگاری
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 413
آمد به درت امیدواری
کو را به جز از تو نیست یاری
عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 255
ای دل، بنشین چو سوکواری
کان رفت که آید از تو کاری
عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 256
پروانه شبی ز بی قراری
بیرون آمد به خواستاری
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 776
ای بوس تو اصل هر شماری
چشم سیهت سفید کاری
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 777
آن را که به لطف سر بخاری
از عقل و معامله برآری
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2746
خضری به میان سینه داری
در آب حیات و سبزه زاری
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2747
میآید سنجق بهاری
لشکرکش شور و بیقراری
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2748

