رباعی شمارهٔ 138
Poet: Iraqi
Toggle stanza 1عشقی نبود چو عشق لولی و گدای
عشقی نبود چو عشق لولی و گدای
افگنده کلاه از سر و نعلین از پای
پا بر سر جان نهاده، دل کرده فدای
بگذاشته از بهر یکی هر دو سرای
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
قسّام بهشت و دوزخ آن عقدهگشای
ما را نگذارد که درآییم ز پای
HafezRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 40
در کارگه کوزهگری کردم رای
بر پلهٔ چرخ دیدم استاد بهپای
KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)ذرات گردنده [73-57]رباعی 71
در کارگه کوزهگری کردم رای
در پایهٔ چرخ، دیدم استاد به پای
KhayyamRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 171
مه دوش به بالین تو آمد به سرای
گفتم که ز غیرتش بکوبم سر و پای
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1967
گیرم که به فتوای خردمندی و رای
از دایرهٔ عقل برون ننهم پای
SaadiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 132
جایی که نمودی آن رخ روحافزای
بنمای دلی را که نبردی از جای
SanaiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 378
با خصم تو از پی تو ای دهر آرای
مهرافزایم گرچه بود کینافزای
SanaiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 379
در عشق تو ای شکر لب روح افزای
نالان چو کمانچهام خروشان چون نای
SanaiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 380
خود را چو عطا دهی فراوان مستای
وز منع کسی نیز مرو نیک از جای
SanaiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 381
جانی که به راه رهنمون دارد رای
وز حسرت خود میان خون دارد جای
AttarMukhtar-namehباب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدنشمارهٔ 29
Sources
Persian text source: Ganjoor

