غزل شمارهٔ 299
Poet: Iraqi
Toggle stanza 1همی گردم به گرد هر سرایی
همی گردم به گرد هر سرایی
نمییابم نشان دوست جایی
وگر یابم دمی بوی وصالش
نیابم نیز آن دم را بقایی
وگر یک دم به وصلش خوش برآرم
گمارد در نفس بر من بلایی
وگر از عشق جانم بر لب آید
نگوید: چون شد آخر مبتلایی؟
چنان تنگ آمدم از غم که در وی
نیابی خوشدلی را جایگایی
عجب زین محنت و رنج فراوان
که چون میباشد اندر تنگنایی؟
ازین دریای بیپایان خون خوار
برون شد کی توان بیآشنایی؟
مشامم تا ازو بویی نیابد
نیابد جان بیمارم شفایی
مرا یاری است، گر خونم بریزد
نیارم خواست از وی خون بهایی
غمش گوید مرا: جان در میان نه
ازین خوشتر شنیدی ماجرایی؟
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
مرا دل با یکی مانده ست جایی
که ناید روزی از کویش صبایی
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1930
ز بس کز آشنایان زخم خوردم
زند گر حلقه گردم اژدهایی
JamiDivan-e AshʿarQitʿatشمارهٔ 4
پدید آمد رسوم بی وفایی
نماند از کس نشان آشنایی
HafezAshʿar-e Muntasabشمارهٔ 35
بر من نیستی یارا کجایی
به هر جایی که هستی جان فزایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2671
دلا در روزه مهمان خدایی
طعام آسمانی را سرایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2672
سؤالی دارم ای خواجه خدایی
که امروز این چنین شیرین چرایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2673
بیاموز از پیمبر کیمیایی
که هر چت حق دهد میده رضایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2675
کجایید ای شهیدان خدایی
بلاجویان دشت کربلایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2707
تو هر روزی از آن پشته برآیی
کنی مر تشنه جانان را سقایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2708
بیا ای یار کامروز آن مایی
چو گل باید که با ما خوش برآیی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2711
Sources
Persian text source: Ganjoor

