غزل شمارهٔ 1930
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1مرا دل با یکی مانده ست جایی
مرا دل با یکی مانده ست جایی
که ناید روزی از کویش صبایی
همه کس ز آتش بیگانه سوزد
من مسکین به داغ آشنایی
بیا، ای زاغ، کاین آن استخوان است
که بر وی سایه اندازد همایی
مزن طعنه پریشانیم بگذار
که عمرم رفت بر باد هوایی
به جرم عشق کشتن حاجتم نیست
که داند عشق کردن هم سزایی
مه و خورشید گو، بر جای خود باش
که ما هم شاهدی داریم جایی
ز عشقت کار من جایی رسیده ست
بجز مردن نمی بینم دوایی
ز تیغت بیم خسرو بیش از این نیست
که گیرد دامنت خون گدایی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ز بس کز آشنایان زخم خوردم
زند گر حلقه گردم اژدهایی
JamiDivan-e AshʿarQitʿatشمارهٔ 4
پدید آمد رسوم بی وفایی
نماند از کس نشان آشنایی
HafezAshʿar-e Muntasabشمارهٔ 35
بر من نیستی یارا کجایی
به هر جایی که هستی جان فزایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2671
دلا در روزه مهمان خدایی
طعام آسمانی را سرایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2672
سؤالی دارم ای خواجه خدایی
که امروز این چنین شیرین چرایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2673
بیاموز از پیمبر کیمیایی
که هر چت حق دهد میده رضایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2675
کجایید ای شهیدان خدایی
بلاجویان دشت کربلایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2707
تو هر روزی از آن پشته برآیی
کنی مر تشنه جانان را سقایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2708
بیا ای یار کامروز آن مایی
چو گل باید که با ما خوش برآیی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2711
بیا جانا که امروز آن مایی
کجایی تو کجایی تو کجایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2712
Sources
Persian text source: Ganjoor

