غزل شمارهٔ 910
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1تنگی آورده خانهٔ صیاد
تنگی آورده خانهٔ صیاد
یک دو چاک قفسکنید زیاد
سیرآن جلوه مفت فرصت ماست
نوبهاریم چشم بد مرساد
عشق چون شمع در تلاش سجود
سر ما را به پای ما سر داد
نفس آنست آنکهتا رسید به لب
گرد ما چون سحر قیامت زاد
دل تنگ آخر از جهان بردبم
عقده ای داشتیم و کس نگشاد
بیستون در غبار سرمهکم ست
ناله هم رفت در پی فرهاد
چیست شغل جهان حیرانی
خاک خوردن به قدر استعداد
ازکف وارثان نرفت برون
زر قارون، عمارت شداد
خفتهای زیر سقف بیدیوار
عیش این خانهات مبارک باد
یار عمریستنام ما نگرفت
این فراموشی ازکه دارد یاد
نامه دل بود درکف امید
برکه خواندم که باز نفرستاد
تا چراغم رسد به خاموشی
همه شب سرمه میکنم ایجاد
گردم این نه قفس نمییابد
گر به زیرپرمکنند آزاد
چون سپندم در آتشیکه مپرس
سرمه گردم اگرکنم فریاد
محملشمعمیکشمبیدل
خدمت پا بهگردنم افتاد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
جامی آمد درین سرای نبرد
دولت مرد عقل مادرزاد
JamiDivan-e AshʿarQitʿatشمارهٔ 3
شاد زی با سیاهچشمان، شاد
که جهان نیست جز فسانه و باد
RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 26
شاهدی بین که در زمانه بزاد
بت و بتخانه را به باد بداد
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 979
جان من! جان من فدای تو باد
هیچت از دوستان نیاید یاد
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 154
هر که دندان به خویشتن بنهاد
خیر دیگر به کس نخواهد داد
SaadiMawaʿizMufradatشمارهٔ 35
خرقهپوشی در کاروان حجاز همراه ما بود. یکی از امرای عرب مر او را صد دینار بخشیده تا قربان کند. دزدان خفاجه ناگاه بر کاروان زدند و پاک ببردند. بازرگانان گریه و زاری کردن گرفتند و فریاد بیفایده خواندن.
گر تضرع کنی و گر فریاد
SaadiGolestanباب پنجم در عشق و جوانیحکایت شمارهٔ 18
بیطمع باش اگر همی خواهی
تا نیفتی ز پایهٔ امجاد
SanaiDivan-e AshʿarQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 43
گرچه شمشیر حیدر کرار
کافران کشت و قلعهها بگشاد
SanaiDivan-e AshʿarQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 45
Sources
Persian text source: Ganjoor

