غزل شمارهٔ 739

Toggle stanza 1
تو مستِ وهم و درین بزم بوی صهبا نیست
1

تو مستِ وهم و درین بزم بوی صهبا نیست

هنوز جز به دلِ سنگ جای مینا نیست

2

خیال عالم بی‌رنگ رنگ‌ها دارد

کدام نقش‌ که تصویر بال عنقا نیست

3

بمیر و شهره شو ای دل‌ کزین مزار هوس

چراغ مرده عیان است و زنده پیدا نیست

4

به چشمِ بسته خیال حضور حق پختن

اشاره‌ای‌ست‌ که اینجا نگاه بینا نیست

5

دلت به عشوهٔ عقبا خوش است ازین غافل

که هرکجا تویی، آنجا به غیر دنیا نیست

6

به هرچه وارسی از خودگذشتنی دارد

بهوش باش‌ که امروز رفت و فردا نیست

7

به نامیدی ما رحمی‌، ای دلیل فنا!

که آشیان هوسیم و درین چمن جا نیست

8

حریر کارگه وهم را چه تار و چه پود

قماش ما ز لطافت تمیزفرسا نیست

9

تو جلوه ساز کن و مدعای دل دریاب

زبان حیرت آیینه بی‌تقاضا نیست

10

غریق بحر ز فکر حباب مستغنی‌ست

رسیده‌ایم به جایی‌ که بیدل آنجا نیست

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

نماند جا که تر از ابر دیده ما نیست

ولی چه سود که آن مه در ابر پیدا نیست

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 64

به بزم زنده دلان ذکر دی و فردا نیست

صفای وقت جز از باده مصفا نیست

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 97

سرای مدرسه و بحثِ عِلم و طاق و رَواق

چه سود، چون دلِ دانا و چشمِ بینا نیست؟

HafezQitʿatقطعه شمارهٔ 2

شهی که پاس رعیت نگاه می‌دارد

حلال باد خراجش که مزد چوپانیست

SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 36

ز زلف او دل عشاق را محابا نیست

کبوتران حرم را ز دام پروا نیست

SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1794

به دلنشینی صحرای عشق صحرا نیست

سیاه خیمه این دشت جز سویدا نیست

SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1795

ز خاک خویش طلب آتشی که پیدا نیست

تجلی دگری در خور تقاضا نیست

Allama IqbalJavid-namehفلک مشتریبخش 2 - نوای حلاج

ز خاک خویش طلب آتشی که پیدا نیست

تجلی دگری در خور تقاضا نیست

Allama IqbalPayam-e Mashriqمی باقیغزل شمارهٔ 17

گریزد از صف ما هر که مرد غوغا نیست

کسی که کشته نشد از قبیله ما نیست

Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 75

بیا که هیچ بهاری به حسرتِ ما نیست

شکسته‌رنگیِ امید، بی‌تماشا نیست

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 738

Sources

Persian text source: Ganjoor