بخش 2 - الحكایة و التمثیل

Toggle stanza 1
کشتئی افتاد در غرقاب سخت
1

کشتئی افتاد در غرقاب سخت

بود در کشتی حریصی شور بخت

2

نقدش آهن بود خرواری مگر

بود با او همنشین مردی دگر

3

نقد این پرحواصل بود و بس

موج چون بسیار شد از پیش و پش

4

آنکه داشت آهن همه بر پشت بست

وین بدان پر حواصل بر نشست

5

عاقبت چون گشت آن کشتی خراب

مرد را افکند آن آهن در آب

6

وان دگر یک راه ساحل برگرفت

خوش خوشش پرحواصل برگرفت

7

ای شده عمری گران بار گناه

مینترسی پیش و پس آبی سیاه

8

بادلی چون آهن و باری گران

کی رسد کشتی ایمان با کران

9

گر ز دریا راه ساحل بایدت

بار چون پر حواصل بایدت

10

ورنه در غرقاب خون افتاده گیر

از گران باری نگون افتاده گیر

11

کار خود در زندگانی کن ببرگ

زانکه نتوان کرد کاری روز مرگ

12

این زمان دریاب کآسان باشدت

ور نه دشواری فراوان باشدت

Audio

No recording yet. Be the first to share your voice.

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…