بخش 2 - الحكایة و التمثیل
Toggle stanza 1کشتئی افتاد در غرقاب سخت
11
کشتئی افتاد در غرقاب سخت
بود در کشتی حریصی شور بخت
22
نقدش آهن بود خرواری مگر
بود با او همنشین مردی دگر
33
نقد این پرحواصل بود و بس
موج چون بسیار شد از پیش و پش
44
آنکه داشت آهن همه بر پشت بست
وین بدان پر حواصل بر نشست
55
عاقبت چون گشت آن کشتی خراب
مرد را افکند آن آهن در آب
66
وان دگر یک راه ساحل برگرفت
خوش خوشش پرحواصل برگرفت
77
ای شده عمری گران بار گناه
مینترسی پیش و پس آبی سیاه
88
بادلی چون آهن و باری گران
کی رسد کشتی ایمان با کران
99
گر ز دریا راه ساحل بایدت
بار چون پر حواصل بایدت
1010
ورنه در غرقاب خون افتاده گیر
از گران باری نگون افتاده گیر
1111
کار خود در زندگانی کن ببرگ
زانکه نتوان کرد کاری روز مرگ
1212
این زمان دریاب کآسان باشدت
ور نه دشواری فراوان باشدت
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

