شمارهٔ 110
Poet: Attar
Toggle stanza 1ای شمعِ جهان فروز! در هر نفسی
ای شمعِ جهان فروز! در هر نفسی
از پرتو تو بسوخت پروانه بسی
این گرمْ دماغی از کجا آوردی
کس گرمْ دماغ تر ندید از تو کسی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
اندر دو جهان دلبر و جانم تو بسی
زیرا که بهر غمیم فریادرسی
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1686
ای نفس عجب که با دلم همنفسی
من بندهٔ آن صبح که خندان برسی
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1761
در هر دو جهان دلبر و یارم تو بسی
زیرا که به هر غمیم فریاد رسی
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1869
دیروز فسون سرد برخواند کسی
او سردتر از فسون خود بود بسی
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1881
مادام که در راه هوا و هوسی
از کعبهٔ وصل هردمی باز پسی
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1947
نی گفت که پای من به گل بود بسی
ناگاه بریدند سرم در هوسی
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1974
ای بلبل خوش سخن چه شیرین نفسی
سرمست هوی و پایبند هوسی
SaadiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 137
در هجر تو گر دلم گراید به خسی
در بر نگذارمش که سازم هوسی
SanaiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 397
ای کرده به من غم تو بیداد بسی
دریاب، که نیست جز تو فریاد رسی
IraqiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 152
المنة للّه که نیم هر نفسی
مشغول، چو خلقِ بیخبر، در هوسی
AttarMukhtar-namehباب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفریدشمارهٔ 27
Sources
Persian text source: Ganjoor

