شمارهٔ 12
Poet: Attar
Toggle stanza 1تا هست ز انگشت تو مه را راهی
تا هست ز انگشت تو مه را راهی
میبشکافد ماه فلک، هر ماهی
تا روز قیامت که درآید از پای
دستش گیرد چون تو شفاعت خواهی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
جان روز چو مار است به شب چون ماهی
بنگر که تو با کدام جان همراهی
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1827
مائیم و هوای روی شاهنشاهی
در آب حیات عشق او چون ماهی
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1952
چندان که تو اسرار حقیقت خواهی
ز آنجا سخنی نیست به از کوتاهی
AttarMukhtar-namehباب دوازدهم: در شكایت از نفس خودشمارهٔ 1
گر برکشم از سینهٔ پرخون آهی
آتش گیرد جملهٔ عالم ماهی
AttarMukhtar-namehباب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگیشمارهٔ 36
ای گشته دلم بی تو چو آتشگاهی
وز هر رگ جان به آتش تو راهی
AttarMukhtar-namehباب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوقشمارهٔ 4
ای شمع! تُرا نیست ز سوز آگاهی
زیرا که ز سوختن بسی میکاهی
AttarMukhtar-namehباب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع داردشمارهٔ 80
Sources
Persian text source: Ganjoor

