غزل شمارهٔ 140
Toggle stanza 1ای آفتاب طفلی در سایهٔ جمالت
11
ای آفتاب طفلی در سایهٔ جمالت
شیر و شکر مزیده از چشمهٔ زلالت
22
هم هر دو کون برقی از آفتاب رویت
هم نه سپهر مرغی در دام زلف و خالت
33
بر باد داده دل را آوازهٔ فراقت
در خواب کرده جان را افسانهٔ وصالت
44
عقلی که در حقیقت بیدار مطلق آمد
تا حشر مست خفته در خلوت خیالت
55
خورشید کاسمان را ، سر رزمه میگشاید
یک تار مینسنجد در رزمه جمالت
66
ترک فلک که هست او در هندوی تو دایم
سر پا برهنه گردان در وادی کمالت
77
سیمرغ مطلقی تو بر کوه قاف قربت
پرورده هر دو گیتی در زیر پر و بالت
88
صف قتال مردان صفهای مژه توست
صد قلب برشکسته در هر صف قتالت
99
عطار شد چو مویی بی روی همچو روزت
تا بو که راه یابد در زلف شب مثالت
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چون در سخن درآمد لعل شکر مقالت
آب حیات ریزد از چشمه زلالت
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 282
در کنج غم نشستم خرسند با خیالت
خوشوقت آن که بیند هر ساعتی جمالت
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 107
تا کرد جا به گوشم آوازه جمالت
خلوتسرای دل شد جولانگه خیالت
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 32

