غزل شمارهٔ 140

شاعر: عطار

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

قافیہ: الت

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
ای آفتاب طفلی در سایهٔ جمالت
1
ای آفتاب طفلی در سایهٔ جمالت
شیر و شکر مزیده از چشمهٔ زلالت
2
هم هر دو کون برقی از آفتاب رویت
هم نه سپهر مرغی در دام زلف و خالت
3
بر باد داده دل را آوازهٔ فراقت
در خواب کرده جان را افسانهٔ وصالت
4
عقلی که در حقیقت بیدار مطلق آمد
تا حشر مست خفته در خلوت خیالت
5
خورشید کاسمان را ، سر رزمه می‌گشاید
یک تار می‌نسنجد در رزمه جمالت
6
ترک فلک که هست او در هندوی تو دایم
سر پا برهنه گردان در وادی کمالت
7
سیمرغ مطلقی تو بر کوه قاف قربت
پرورده هر دو گیتی در زیر پر و بالت
8
صف قتال مردان صف‌های مژه توست
صد قلب برشکسته در هر صف قتالت
9
عطار شد چو مویی بی روی همچو روزت
تا بو که راه یابد در زلف شب مثالت

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور