غزل شمارهٔ 809
Poet: Attar
Toggle stanza 1کجایی ای دل و جانم مگر که در دل و جانی
کجایی ای دل و جانم مگر که در دل و جانی
که کس نمیدهد از تو به هیچ جای نشانی
به هیچ جای نشانی نداد هیچ کس از تو
نشانی از تو کسی چون دهد که برتر از آنی
عجب بماندهام از ذات و از صفات تو دایم
کز آفتاب هویداتری اگرچه نهانی
چه گوهری تو که در عرصهٔ دو کون نگنجی
همه جهان ز تو پر گشت و تو برون ز جهانی
منم که هستی من بند ره شدست درین ره
تویی که از تویی خود مرا ز من برهانی
من از خودی خود افتادهام به چاه طبیعت
مرا ز چاه به ماه ار بر آوری تو توانی
در آرزوی تو عمری به سر دویدم و اکنون
چو در سر آمدم آخر مرا به سر چه دوانی
چه باشد ار ز سر لطف جان تشنه لبان را
از آن شراب دل آشوب قطرهای بچشانی
امید ما همه آن است در ره تو که یکدم
ز بوی خویش نسیمی به جان ما برسانی
ز اشتیاق تو عطار از دو کون فنا شد
از آن او بود این و از آن خویش تو دانی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
تو می روی و به نظاره تو چشم جهانی
بگو که آگهی از عاشقان دلشدگانی
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1955
تو شمع مجلس انسی و شاه عالم جانی
بناز بر همه خوبان که نازنین جهانی
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 965
ببرد عقل و دلم را براق عشق معانی
مرا بپرس کجا برد آن طرف که ندانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 3038
هزار جان مقدس هزار گوهر کانی
فدای جاه و جمالت که روح بخش جهانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 3039
ندانمت به حقیقت که در جهان به که مانی
جهان و هر چه در او هست صورتند و تو جانی
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 615
نظر به چشم ارادت مکن به صورت دنیا
که التفات نکردند بر وی اهل معانی
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 222
Sources
Persian text source: Ganjoor

