The Perfume of the Flower

بخش 5 - بوی گل

Toggle stanza 1
حوری به کنج گلشن جنت تپید و گفت
1

حوری به کنج گلشن جنت تپید و گفت

ما را کسی ز آنسوی گردون خبر نداد

Bored in a coign of the Garden of Eden, a houri woefully cried: ‘Nobody told us of the things that happen on Eden’s nether side.

2

ناید بفهم من سحر و شام و روزو شب

عقلم ربود این که بگویند مرد و زاد

‘What are morning, evening, night and day? They are all above my head. O tell me what they mean when they say one is born or one is dead.’

3

گردید موج نکهت و از شاخ گل دمید

پا اینچنین به عالم فردا و دی نهاد

Changing herself to a breath of fragrance, she appeared in a rose’s form; and in this way she took up residence where day and night are the norm.

4

وا کرد چشم و غنچه شد و خنده زد دمی

گل گشت و برگ برگ شد و بر زمین فتاد

She opened her eyes and became a bud: Then she laughed and she burst forth into a rose; but presently shed her petals in the dust.

5

زان نازنین که بند ز پایش گشاده اند

آهی است یادگار که بو نام داده اند

Of that innocent damsel who chose to fly from Eden’s magic frame there is one memento left a sigh, and fragrance is its name.

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

زان پیش کز مداد دهم خامه را مدد

جویم مدد ز فضل تو ای مفضل احد

JamiDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 9

ای روی تو چو روز دلیل موحدان

وی موی تو چنان چو شب ملحد از لحد

RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 25

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله الکافی حسب الخلایق وحده و الحمدلله علی نعمه و استزید من کرمه و اشهد ان‌لااله‌الا هو الموصوف بقدمه و اشهد ان محمداً عبده و رسوله الطاوی السموات بقدمه.

اما بعد از ثنای خداوند عالم و ذکر بهترین فرزند آدم صلی‌الله‌علیه‌وسلم در نصیحت ارباب مملکت شروع کنیم به حکم آنکه یکی از دوستان عزیز جزوی در این معنی تمنّا کرد به فهم نزدیک و از تکلّف دور. جوابش نبشتم که شرایف ساعات فرزند آدم دام بقائه به وظایف طاعات خداوند جل ثنائه آراسته باد، معلوم کند که ملوک جهان را نصیحت رب العالمین بسنده است که در کتاب مجید می‌فرماید: و اذا حکمتم بین الناس أن تحکموا بالعدل. و دیگر فرمود: ان الله یأمُرُ بالعدل و الاحسان. مجملی فرمود تعالی و تقدّس که مفصل آن در دفترها نشاید گفتن. اما به قدر طاقت کلمه‌ای چند بیان کنیم در معنی عدل و احسان و بالله التوفیق.

SaadiRasaʾil-e Nasrشمارهٔ 2 - رسالهٔ نصیحة الملوک [1-75]

از نغمه پرده مطرب دستانسرا کشید

دام پری شکار به روی هوا کشد

SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4320

وقتی که شکل دایره کن فکان نبود

جز نقطه حقیقت حق در میان نبود

Naziri NishapuriDivan-e AshʿarTarkibatشمارهٔ 5 - این ترکیب بند دوازده بنده است، هر بند در منقبت یکی از ائمه اثناعشر و بیان این که ولایت از ولاست و ولا به معنی حب ذاتی

Sources

Persian text source: Ganjoor