غزل شمارهٔ 4320
Toggle stanza 1از نغمه پرده مطرب دستانسرا کشید
از نغمه پرده مطرب دستانسرا کشید
دام پری شکار به روی هوا کشد
هر جا که رفت داد گریبان به دست غم
از پای گل کسی که درین فصل پاکشید
سرو ترا ز سایه چکد آب زندگی
گر دید خضر هر که در این سایه واکشید
سیمای ما قلمرو نقش مراد شد
زان سیلی که عشق به رخسار ماکشید
در خنده ای که از ته دل نیست فیض نیست
بیهوده غنچه منت باد صبا کشید
در چشم بی نیازی ما کار میل کرد
گردون اگر به دیده ما توتیا کشید
آب حیات می خورد از چشمه سراب
تسلیم هر که رابه مقام رضاکشید
در آستین همت گردون جناب ماست
دستی که خط به صفحه بال هماکشید
آیینه اش ز زنگ کدورت نگشت صاف
چون خضر هر که منت آب بقا کشید
ما را به حرف آینه رویان درآورند
نتوان ز طوطیان به شکر حرف واکشید
صائب حلاوتی که من از فقر یافتم
ناز شکر توانی ز نی بوریا کشید
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
زان پیش کز مداد دهم خامه را مدد
جویم مدد ز فضل تو ای مفضل احد
JamiDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 9
ای روی تو چو روز دلیل موحدان
وی موی تو چنان چو شب ملحد از لحد
RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 25
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله الکافی حسب الخلایق وحده و الحمدلله علی نعمه و استزید من کرمه و اشهد انلاالهالا هو الموصوف بقدمه و اشهد ان محمداً عبده و رسوله الطاوی السموات بقدمه.
اما بعد از ثنای خداوند عالم و ذکر بهترین فرزند آدم صلیاللهعلیهوسلم در نصیحت ارباب مملکت شروع کنیم به حکم آنکه یکی از دوستان عزیز جزوی در این معنی تمنّا کرد به فهم نزدیک و از تکلّف دور. جوابش نبشتم که شرایف ساعات فرزند آدم دام بقائه به وظایف طاعات خداوند جل ثنائه آراسته باد، معلوم کند که ملوک جهان را نصیحت رب العالمین بسنده است که در کتاب مجید میفرماید: و اذا حکمتم بین الناس أن تحکموا بالعدل. و دیگر فرمود: ان الله یأمُرُ بالعدل و الاحسان. مجملی فرمود تعالی و تقدّس که مفصل آن در دفترها نشاید گفتن. اما به قدر طاقت کلمهای چند بیان کنیم در معنی عدل و احسان و بالله التوفیق.
SaadiRasaʾil-e Nasrشمارهٔ 2 - رسالهٔ نصیحة الملوک [1-75]
حوری به کنج گلشن جنت تپید و گفت
ما را کسی ز آنسوی گردون خبر نداد
Allama IqbalPayam-e Mashriqافکاربخش 5 - بوی گل
وقتی که شکل دایره کن فکان نبود
جز نقطه حقیقت حق در میان نبود
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarTarkibatشمارهٔ 5 - این ترکیب بند دوازده بنده است، هر بند در منقبت یکی از ائمه اثناعشر و بیان این که ولایت از ولاست و ولا به معنی حب ذاتی
Sources
Persian text source: Ganjoor

