The Wine-Shop of the West

بخش 16 - میخانهٔ فرنگ

Poet: Allama Iqbal

Metre: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

Rhyme: راست

Poems with the same metre and rhyme: 11

Poetic form: Multi-stanza Poem

English translation: Hadi Husain
Toggle stanza 1
یاد ایامی که بودم در خمستان فرنگ
1

یاد ایامی که بودم در خمستان فرنگ

جام او روشنتر از آئینهٔ اسکندر است

I well recall the days that I spent in the Wine-Shop of the West. Its wine-bowls shine like Alexander’s looking-glass.

2

چشم مست می فروشش باده را پروردگار

باده‌خواران را نگاه ساقی‌اش پیغمبر است

Its saki’s eyes are as intoxicating as its wine, and every glance of theirs conveys a message to some drinker’s breast.

3

جلوهٔ او بی کلیم و شعلهٔ او بی خلیل

عقل ناپروا متاع عشق را غارتگر است

But O it has no Moses to experience epiphanies, no Abraham to undergo ordeals by fire. There intellect with careless ease robs Love of its entire possessions:

4

در هوایش گرمیٔ یک آهِ بیتابانه نیست

رندِ این میخانه را یک لغزشِ مستانه نیست

And there is no heat in its air of a fervent sigh. No one is so intoxicated by its wine as to sway on his feet.

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

کوس شه خالی و بانک غلغلش درد سر است

هر که قانع شد به خشک و تر شه بحر و بر است

Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 3 - قصیدهٔ دریای ابرار «این تلخ می که هست دل مرده را حیات زهر است در دهان حریفان بد فعال»

تا نفس باقی است دردل ر‌نگ‌کلفت مضمراست

آب این آیینه‌ها یکسرکدورت‌پرور است

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 468

خاک غربت‌کیمیای مردم نیک اختر است

قطره درگرد یتیمی خشک چون شدگوهراست

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 469

خاموشی‌ام جنونکدهٔ شور محشر است

آغوش حیرت نفسم ناله‌پرور است

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 470

در تپش‌آباد دهر حیرت دل لنگر است

مرکز دور محیط آب رخ‌گوهر است

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 471

کنگر ایوان شه کز کاخ کیوان برتر است

رخنه ها دان کش به دیوار حصار دین در است

JamiDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 6

حبذا قصری که ایوانش ز کیوان برتر است

قبه والای او بالای چرخ اخضر است

JamiDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 7

تارک درویش تارک فارغ از تاج زر است

کمترین ترک از کلاه تارکش ترک سر است

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 126

یار رفت از دیده لیکن روز و شب در خاطر است

گر به صورت غایب است اما به معنی حاضر است

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 128

ذره‌ای اندوه تو از هر دو عالم خوشتر است

هر که گوید نیست دانی کیست آن کس کافر است

AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 61

Sources

Persian text source: Ganjoor