رباعی شمارهٔ 342
Toggle stanza 1ای بی تو دلیل اشهب و ادهم تو
11
ای بی تو دلیل اشهب و ادهم تو
اقبال فرو شد که برآمد دم تو
22
دیوانه شدست عقل در ماتم تو
جان چیست که خون نگرید اندر غم تو
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
هر چند نیم به هیچ رو محرم تو
تو جان منی چگونه گیرم کم تو
عطارمختارنامهباب سیام: در فراغت نمودن از معشوقشمارهٔ 18
ای محرم من کیست کنون محرم تو
بیم است که خود را بکشم از غم تو
عطارمختارنامهباب بیست و پنجم: در مراثی رفتگانشمارهٔ 19
چون نیست کسی را سر مویی غم تو
جز تو که کند در دو جهان ماتم تو
عطارمختارنامهباب نوزدهم: در ترك تفرقه گفتن و جمعیت جستنشمارهٔ 5
ای مفلس ما ز مجلس خرم تو
دل مرد رهی را که برآمد دم تو
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 341
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

