شمارهٔ 5
Toggle stanza 1چون نیست کسی را سر مویی غم تو
11
چون نیست کسی را سر مویی غم تو
جز تو که کند در دو جهان ماتم تو
22
ای مانده ز راه! یک دم آگاه نهای
تا فوت چه میشود ز تو هر دم تو
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ای مفلس ما ز مجلس خرم تو
دل مرد رهی را که برآمد دم تو
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 341
ای بی تو دلیل اشهب و ادهم تو
اقبال فرو شد که برآمد دم تو
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 342
هر چند نیم به هیچ رو محرم تو
تو جان منی چگونه گیرم کم تو
عطارمختارنامهباب سیام: در فراغت نمودن از معشوقشمارهٔ 18
ای محرم من کیست کنون محرم تو
بیم است که خود را بکشم از غم تو
عطارمختارنامهباب بیست و پنجم: در مراثی رفتگانشمارهٔ 19
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

