غزل شمارهٔ 66
Toggle stanza 1سرگران از چشم دلبر دوش چون بر ما گذشت
11
سرگران از چشم دلبر دوش چون بر ما گذشت
اشک خون کردم ز غم چون بر من از عمدا گذشت
22
من ز غم رفتم ولی ترسیدم از نظارهای
کاندرین ساعت برین ره حور یا حورا گذشت
33
گفت خورشید خرامان دیدم و ماه سما
کز تکبر دوش او بر زهرهٔ زهرا گذشت
44
لولو لالا همی بارم ز عشقش در کنار
کز کنارم ناگهان آن لولو لالا گذشت
55
با خط مشکین ز سیمین عارضی کایزد نهاد
مورچه گویی به عمدا بر رهی بیضا گذشت
66
آنچه بر جانم رسید از عشق آن سیمین صنم
صد یکی زان بالله ار بر وامق و عذرا گذشت
77
حلقهٔ زلفش بدی چون عروةالوثقی مرا
ای مسلمانان فغان کان عروةالوثقا گذشت
88
دین و دنیا گفتمی در بازم اندر کار عشق
کار من با او کنون از دین و از دنیا گذشت
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
تا عرقناک از چمن آن شوخ بیپروا گذشت
موج خجلت سرو را چون قمری از بالا گذشت
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 836
یأس مجنون آخر از پیچ و خم سودا گذشت
با شکستی ساخت دل، کز طرهٔ لیلا گذشت
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 838
در بهار نوجوانی هر که از صهبا گذشت
بی توقف می تواند از سر دنیا گذشت
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1347
همت مردانه ما از می حمرا گذشت
کشتی ما با دهان خشک ازین دریا گذشت
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1348
می توان با همت سرشار از دنیا گذشت
موج با این شهپر توفیق از دریا گذشت
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1349
بی تو دوشم در درازی از شب یلدا گذشت
آفتاب امروز چون برق از سرای ما گذشت
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 77

