Toggle stanza 1
کارِ دل باز ای نگارینا ز بازی در گذشت
1
کارِ دل باز ای نگارینا ز بازی در گذشت
شد حقیقت عشق و از حد مجازی در گذشت
2
گر به بازی‌بازی از عشقت همی لافی زدم
کارِ بازی‌بازی از لاف و بازی در گذشت
3
اندک‌اندک دل به راه عشقت ای بت گرم شد
چون ز من پیشی گرفت از اسب تازی در گذشت
4
سودکی دارد کنون گر گوید ای غازی بدار
تیر چون از شست شد از دست غازی در گذشت
5
چشم خون‌خوار تو از قتال سجزی دست برد
زلف دل‌دوز تو از طرار رازی در گذشت
6
گر چه کشمیری‌ست آن سیمین صنم از حسن خویش
از بت چینی و ماچین و طرازی در گذشت
7
بی‌نیاز ار داشتی خوش‌دل سنایی را کنون
این نیاز و خوش‌دلی و بی‌نیازی در گذشت

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور