رباعی شمارهٔ 20
Toggle stanza 1ای مجلس تو چو بخت نیک اصل طرب
ای مجلس تو چو بخت نیک اصل طرب
وین در سخنهات چو روز اندر شب
خورشید سما را چو ز چرخست نسب
خورشید زمینی و چو چرخی چه عجب
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
این خانه نه منزل نشاط است و طرب
هست از پی آنکه تا کشی رنج طلب
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 22
آنی که فلک با تو درآید به طرب
گر آدمیی شیفته گردد چه عجب
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 79
دل را نه ز آدم و نه حواست نسب
جان را نه زمین نه آسمان است طلب
عطارمختارنامهباب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید داردشمارهٔ 86
روز از دو رخت به روشنی ماند عجب
آن مقنعهٔ چو شب نگویی چه سبب
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 19
لبهات می ست و می بود اصل طرب
چندان ترشی درو نگویی چه سبب
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 21
تا بشنیدم که گرمی از آتش تب
گرمی سوی دل بردم و سردی سوی لب
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 23
از روی تو و زلف تو روز آمد و شب
ای روز و شب تو روز و شب کرده عجب
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 24
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

