غزل شمارهٔ 156

Toggle stanza 1
ای من غلام عشق که روزی هزار بار
1
ای من غلام عشق که روزی هزار بار
بر من نهد ز عشقِ بتی صد هزار بار
2
این عشق جوهریست بدانجا که روی داد
بر عقل زیرکان بزند راه اختیار
3
جز عشق و اختیار به میدان نام و ننگ
نامرد را ز مرد که کرده‌ست آشکار
4
جز درد عشق غمزهٔ معشوق را که کرد
بر جان عاشقان بتر از زخم ذوالفقار
5
این درد عشق راست که در پای نیکوان
هر ساعت ار بخواهد جانها کند نثار
6
در عشق نیست زحمت تمییز بهر آنک
در باغ عشق دوست به نرخ گل‌ است خار

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

گر همچو عود جا دهدم یار در کنار

از دست او کنم بر او ناله های زار

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 245

عید است و آخِرِ گُل و یاران در انتظار

ساقی به رویِ شاه ببین ماه و مِی بیار

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 246

ای خواجه، این همه که تو بر می‌دهی شمار

بادام تر و سه‌یکی و بهمان و باستار

رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 59

هر کس به جنس خویش درآمیخت ای نگار

هر کس به لایق گهر خود گرفت یار

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1116

دل ناظر جمال تو آن گاه انتظار

جان مست گلستان تو آن گاه خار خار

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1117

میر شکار من که مرا کرده‌ای شکار

بی‌تو نه عیش دارم و نه خواب و نه قرار

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1118

آمد بهار خرم و آمد رسول یار

مستیم و عاشقیم و خماریم و بی‌قرار

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1121

فریاد پیرزن که برآید ز سوز دل

کیفر برد ز حملهٔ مردان کارزار

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 136

از انقلاب دهر نیفتم ز اعتبار

گرد یتیمی گهرم، چون شوم غبار

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4705

درویش را ز خرقه صد پاره نیست عار

محضر به قدر مهر بود صاحب اعتبار

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4706

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور