غزل شمارهٔ 157
Toggle stanza 1جانا ز غم عشق تو من زارم من زار
11
جانا ز غم عشق تو من زارم من زار
از تودهٔ سیسنبر در بارم در بار
22
هر چند که بیزار شدم من ز جفاهات
زین مایهٔ بیزاری بیزارم بیزار
33
تا در کف اندوه بماندست دل من
زین محنت و اندوه بر آزارم آزار
44
از بهر رضای دل تو از دل و از جان
ای دوست به جان تو که آوارم آوار
55
ای روی تو چون روز و دو زلفین تو چون شب
پیوسته شب از عشق تو بیدارم بیدار
66
ای نقطهٔ خوبی و نکویی به همه وقت
گردندهٔ عشق تو چو پرگارم پرگار
77
پیکار نیم از غمت ای ماه شب و روز
بر درگه سودای تو بر کارم بر کار
88
در کعبهٔ تیمار اگر چند مقیمم
ای یار چنان دان که به خمارم خمار
99
از عشوهٔ عشق تو اگر مست شدم مست
از خوردن اندوه تو هشیارم هشیار
1010
از هجر تو نزدیک سنایی چو رخ تو
اندر چمن عشق به گلزارم گلزار
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ای عاشق دل داده بدین جای سپنجی
همچون شمنی شیفته بر صورت فرخار
رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 55
گیرم که بود میر تو را زر به خروار
رخساره چون زر ز کجا یابد زردار
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1037
هرچند جهانسوز بود جلوه دلدار
این شعله دو بالاشود از جامه گلنار
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4744
ای گردن احرار به شکر تو گرانبار
تحقیق ترا همره و توفیق ترا یار
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 74 - در مدح علی بن محمد طبیب
ای بی سببی از بر ما رفته به آزار
وی مانده ز آزار تو ما سوخته و زار
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 76 - در مدح بهرامشاه

