شمارهٔ 55
شاعر: رودکی
Toggle stanza 1ای عاشق دل داده بدین جای سپنجی
ای عاشق دل داده بدین جای سپنجی
همچون شمنی شیفته بر صورت فرخار
امروز به اقبال تو، ای میر خراسان
هم نعمت و هم روی نکو دارم و سیار
درواز و دریواز فرو گشت و بر آمد
بیمست که یکبار، فرود آید دیوار
دیوار کهن گشته بپرداز بادیز
یک روز همه پست شود، رنجش بگذار
آن خجش ز گردنش درآویخته گویی
خیکیست پر از باد، درو ریخته از بار
آن کن که درین وقت همی کردی هر سال
خز پوش و به کاشانه رو از صُفه و فروار
یاد آری و دانی که تویی زیرک و نادان
ور یاد نداری تو سگالش کن و یاد آر
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
گیرم که بود میر تو را زر به خروار
رخساره چون زر ز کجا یابد زردار
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1037
جانا ز غم عشق تو من زارم من زار
از تودهٔ سیسنبر در بارم در بار
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 157
ای گردن احرار به شکر تو گرانبار
تحقیق ترا همره و توفیق ترا یار
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 74 - در مدح علی بن محمد طبیب
ای بی سببی از بر ما رفته به آزار
وی مانده ز آزار تو ما سوخته و زار
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 76 - در مدح بهرامشاه
هرچند جهانسوز بود جلوه دلدار
این شعله دو بالاشود از جامه گلنار
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4744
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

